تبليغاتX
Solitary Alien
با ای کاش شروع میکنم......

ای کاش دوستی داشتم.....
نه.....
ای کاش حتی دشمنی داشتم......
ای کاش کسی را داشتم تا می توانستم صحبت کنم...دردودل کنم....
کسی بود که می فهمید...این درد ۱۸ ساله رو...
کسی که......
دوست من میشی؟!!!!


و با ای کاش تمامش میکنم.....

ای کاش گم میشدم...لابه لای هجوم این مگس های کثیفی که خلاصم نمی کنند...
مگس های انسان نمایی که برایم دل می سوزانند....
بگذار ادامه ندهم...ناراحت میشوی.

 

میدانی....!!
دلم فروغ می خواهد....
دلم یارم را می خواهد که شبان درازی را می گفتیم...می شنیدیم...فروغ......
دلم می خواهد....
آه....سردم است.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 0:35  توسط Nigh† Moon | 

همه چی عوض شده....

شایدم من عوضی شدم......

دلم یه فریاد بلند می خواد.....

دلم یه مرگ می خواد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:12  توسط Nigh† Moon | 
می نویسم ....

دوباره می نویسم ...

می نویسم از تنهاییم 

و سکوت پر از حرفم ؛ حرفهایی از جنس بغض ...

و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...

 

دوباره می نویسم ...

می نویسم از خاطرات دورم

خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد ... به سرعت عمر آدمی ؛

و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند .

 

دوباره می نویسم ...

می نویسم از دل تنگم ...

دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته ...

 

و دوباره می نویسم ...

این بار از خودم :

خسته ام ...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 2:9  توسط Nigh† Moon | 
 یک شعر فوق العاده....یکی از دوستام اینو بهم داده...RONIN عزیز.

"Angelic"

Angel cried last night;

 it was something in her dreams,
Carving pictures on her bedroom wall,

 she wonders what it means,
But gets by inside by saying it's not real,
There's no reason to confuse myself

 no matter what it seems.
Angel lied last night to amputate her fears,
With no question

 she exhumes herself from possibilities.
Close your eyes it's fine

by saying it's not real,
There's no reason to forgive myself

no matter what it seems.
And if I could grow some wings

I'd Fly Away Home...

 

 

فرشته ای (فرشته وار)

فرشته دیشب گریست...

به خاطر رویایی که دیده بود

عکسهای حکاکی شده روی دیوار اتاق خوابش

متعجب شد که چه معنایی دارند...

ولی با خودش گفت که این واقعی نیست آرام شد

دلیلی وجود ندارد که خودم رو نگران سازم

مهم نیست چه به نظر برسد.

فرشته دیشب دراز کشید،تا هراسهایش را از بین ببرد.

بدون هیچ سوالی خودش را از غبار احتمالات بیرون کشید.

چشمانت را ببند، خوب است...

بگو که حقیقت نداره....

دلیلی وجود ندارد که خودم رو ببخشم

مهم نیست چه به نظر برسد.

و اگر می توانستم بالهایی در آورم...

به سمت خانه پرواز می کردم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:55  توسط Nigh† Moon | 

و من مردم.....
توسط تویی که خالقم بودی...
تویی که دنیامو ساختی
تویی که به زندگیم معنی دادی...
تویی که ......
و حالا
با مهربونیات منو کشتی
نه گریه نکن
نه...
نه...
نه...
من هنوزم نمی گم که منو با بی رحمیات کشتی
هیچ وقت.
لعنت به من
آها گفتی در مورد خودم اینجوری حرف نزنم.....
لعنت تو بر من.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 2:39  توسط Nigh† Moon | 
گروهی که میپرستمشون......ترجمش رو تقدیم میکنم به طرفداراش.

اوانسنس

 گروه آلترنایو راکِ اوانسنس که گروهی از لیتل راک است, دریچه ی جدیدی را با شعر های تیره و تاریک خود بر روی دنیای موسیقی باز کرده است. گروه اوانسنس توسط امی لی و بن مودی(لید گیتار) و در سال 1999(وقتی این دو نوجوان بودند) در یک کمپ تابستانی در آرکانساس تاسیس شد.آنها با یکدیگر به ساخت آهنگ,نواختن و ظبط در خانه های پدر و مادر خود پرداختند.و نهایتا گروه توانست به معروفیتی جهانی دست پیدا کند.نام آنها اوانسنس گذاشته شد...به معنی ناپدید شونده....البته قیل از انتخاب این اسم گروه قصد داشت از اسم های وهم انگیزِبچگانه و اندوه بر انگیز استفاده کند. طرز قرار گیری و کارهای گروه به این شورا است:امی لی :خواننده ی اصلی و پیانیست,جان لیکامت و تری بالسامو:گیتاریست,گیتار بیس ویل بوید و بالاخره درامر گروه راکی گری.البته گیتاریست اولیه ی گروه در اکتبر2003 گروه را ترک کرد. موسیقی اوانسنس ترکیبی از موسیقی کلایسک و هارد راک است.امی لی(خواننده) 9 سال است که مشغول به نواختن پیانوی کلاسیک است, وی پیانو را رویای می نوازد همچنین امی لی به علت اینکه در کودکی عضو گروه کر بوده صدای فوق العاده ای دارد.پس از امی لی, تکیه ی گروه بر روی هارد راک است و همین است که اسم آلترناتیو به این گروه داده شده.اوانسنس آهنگ های پرطرفدار زیادی از جمله "Bring Me To Life" و "My Immortal" را در کارنامه ی خود دارد.هردوی این آهنگ ها در لیست 10 آهنگ برتر "بیلبورد" و همچنین"Bring Me To Life" در مقام اول آهنگ های انگلسان قرار دارد.این آهنگ ها در آلبوم فالن که در سال 2003 وارد بازار شد قرار دارند همچنین در موسیقی متن فیلم " Daredevil" نیز استفاده شده.آلبوم فالن در جوئن سال2003در لیست 200 تایی بیلبورد قرار گرفت و همچنین در لیست 10 تا از بهترین ها قرار گرفت. در سال 2004 گروه برنده ی جایزه ی گرمی (Grammy) شد...برای بهترین اجرا (“Bring Me to Life”).و بهترین پدیده (گروه) جدید برای Origin نخستین آلبوم کامل اوانسنس آلبومی که این گروه در سال 2000 بیرون داد.این آلبوم دارای ترانه های برجسته ای از جمله: “Field of Innocence,” “Anywhere,” و “Lies" می باشد. در سال2004 یک DVD از گروه منتشر شد که شامل یکسری از ویدیو های جدید و فیلم های مربوط به کنسرت ها است.درسال 2006 بیسیت گروه(ویل بوید)گروه رو ترک کرد.و گروه اوانسنس آلبوم دوم خود را در سال 2006 به اسم The Open Door به بیرون داد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 2:22  توسط Nigh† Moon | 
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی... و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زير لبت بگويی:

 گل من باغچه ی نو مبارک!

چه قدر بده که یکی رو دوست داشته باشی و بدونی نمی تونه مال تو باشه......

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 18:27  توسط Nigh† Moon | 
تقدیم به......خودم.

دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند , آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند.

 دلمان خوش است به اینکه انسانیم. وگهگاه درد را می فهمیم .

با یک سلام دل می بندیم با شاخه گلی عاشق می شویم و با جمله ای دل می کنيم

دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند

 به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود.

 دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را .......

دلمان خوش است که ستاره ای داریم برای جلوگیری از سقوط.... دلمان خوش است به ستاره ای که وجود ندارد...... دلمان خوش است....

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 18:23  توسط Nigh† Moon | 

می نویسم: خدا.
...فکر می کنم...گذشته ها...لعنت به ادم!! لعنت به حوا !!
عشق!! دروغی بینظیر به بشریت!!!
و من عاشق شدم...عاشق چه؟ عاشق هیچ!
سرم را بالا می گیرم...دوستانم...ادم هایی شاید بهتر یا بدتر از من...نگاه ها همه عصبی...همه در پی مسخره کردن ...گذشته,حال ,اینده...
چه چیز می ماند؟
خدا؟
فانی...
عرفانی...
از کسالت ناخن هایم را می جوم و گوش می کنم...به غوغای پنکه در اتاق...چه ریتمی...
گوش کن...می خواند...من خسته از چرخش های پیاپی...
ذهن مالیخولیایی من همه چیز را می جود...نه نوشخوار می کند!
افکار نامنظم...شکست ...شکستی پی در پی شکستی دیگر...فحش می شنوم...
من:چرا هیچوقت غرورم را نشکستم؟
من:چون غرور شکستنی نیست...
من:لعنت به تو
من:لعنت به تو

به پارک نگاه می کنم...ادم های هر زه در پی دوستی...نگاه های نا زیبا...انسان های زیبا...تضاد...تضاد...
به پارک می روم...جایی دنج...
غذا های ته مانده در بشقاب...از خوردن متنفرم...فیلمی می بینم... هم اغوشی گرم...
فکر می کنم...به اشتباهاتم...می دانم هیچ چیزی درست نخواهد شد...نه من نه اطرافم و نه حتی اطرافیانم...می خواهم همه چیز را رها کنم...می خواهم از ان خودم باشم...تنهای...تنها...
می نویسم : حقیقتی تلخ.

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 2:2  توسط Nigh† Moon | 
........
می گذرم از میان رهگذران ، مات
می نگرم در نگاه رهگذران ، کور
این همه اندوه در وجودم و من ، لال
این همه غوغاست در کنارم و من دور !
,
دیگر در قلب من ، نه عشق ، نه احساس
دیگر در جان من ، نه شور ، نه فریاد
دشتم ، اما در او نه ناله ی مجنون !
کوهم ، اما در او نه تیشه ی فرهاد !
هیچ نه انگیزه ای ، که هیچم ، پوچم !
هیچ نه اندیشه ای ، که سنگم ، چوبم !
همسفر قصه های تلخ غریبم.
رهگذر کوچه های تنگ غروبم.

آن همه خورشید ها که در من می سوخت ،
چشمه ی اندوه شد ز چشم ترم ریخت !
کاخ امیدی که برده بودم تا ماه ،
آه ! که آوار غم شد و به سرم ریخت !

زورق سرگشته ام که در دل امواج
هیچ نبیند ، نه ناخدا ، نه خدا را
موج ملالم که در سکوت و سیاهی
می کشم این جان از امید جدا را

می گذرم از میان رهگذران ، مات
می شمرم میله های پنجره ها را.
می نگرم در نگاه رهگذران ، کور
می شنوم قیل و قال زنجره ها را
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 0:46  توسط Nigh† Moon | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید......

نوشته های پیشین
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
سایت رسمی طرفداران اوانسنس در ایران
sacrificed
A L I E N
متافیزیک و فراروانشناسی
RONIN
 

 RSS

POWERED BY